چهار ربع نقدینگی
چهار ربع نقدینگی :
از این چهار روش موجود، دو راه منتهی به ثروت می شوند. یک راه منتهی به کسب درآمدهای میانه و بالای خط فقر می شود و یک راه هم می ماند برای کسب درآمدهایی که می توان با آن، در زیر خط فقر گذران زندگی کرد. خبر خوب این است که برای ثروتمند شدن، دو راه وجود دارد.
بر طبق نظر رابرت کیوساکی، الگوی کسب در دنیای واقعی، چهار الگو بیشتر نیست:
1- الگوی کارمندان
2- الگوی متخصصان
3- الگوی تاجران
4- الگوی سرمایه گذاران
الگوی چهارگانه کسب و کار در دنیای امروز:
1- الگوی کارمندان: کارمندان در جایی شاغل هستند و حقوق می گیرند. رئیس دارند و پولی که دریافت می کنند، در عوض زمانی است که برای کارشان صرف می کنند. اگر یک کارمند بخواهد سطح درآمدش را بالا ببرد، باید شیفت های کاری خودش را بیشتر کند.
الگوی کارمندی به زندگی در زیر خط فقر یا نزدیک به آن می انجامد. هر چند دولت ها و شرکت ها با وضع قوانینی برای میزان حقوق پایه کارمندان سعی دارند فاصله با خط فقر را زیاد کنند، ولی به هر حال این فاصله کاملاً به توانایی دولت ها و شرکت ها و قوانین آنها مربوط می شود.
2- الگوی متخصصان: این افراد، شغلی مختص به خودشان را داشته و برای خودشان کار می کنند. افرادی هستند که صاحب کسب و کارهای کوچک بوده و می توانند سطح درآمد نامحدودی داشته باشند. اما چون به لحاظ مکانی و زمانی نمی توانند توسعه چندانی پیدا کنند، درآمدشان تا زمانی وجود دارد که خودشان به لحاظ فیزیکی درگیر آن کار باشند.
پزشکان و مهندسان از این جمله هستند. این افراد متخصص بوده و تا زمانی که بر سر کارشان حاضر باشند، می توانند درآمد داشته باشند.
حدود نود و پنج درصد از مردم دنیا برای گذران زندگی شان الگوهای کاری اول و دوم را انتخاب می کنند. کارمندها و متخصصان برای کسب درآمد باید وقت خود را با پول معامله کنند. در این دو الگو صرف وقت بیشتر، برابر با درآمد بیشتر خواهد بود.
3- الگوی تاجران: تاجران صاحب مشاغل هستند. این دسته از افراد کارآفرینی کرده و گروهی از افراد متخصص و کارمندان را در قالب شرکت های کوچک و بزرگ یا کارخانجات و غیره دور هم گرد آورده و با رهبری و مدیریت بر این افراد، درآمدهای بسیار زیادی کسب می کنند. به نوعی می توان گفت که گروه کارمندان و شاید هم متخصصان برای گروه تاجران کار می کنند.
تفاوتی که بین تاجران و متخصصان وجود دارد، این است که تاجران صاحب یک سیستم هستند، ولی متخصصان صاحب یک شغل هستند. تاجران تنها کافی است یک سیستم را به حرکت وادارند تا بدون حضور فیزیکی شان هم درآمد داشته باشند، اما متخصصان حضور فیزیکی شان بر سر کار الزامی است. صاحبان شرکت هایی مثل چی توز و سُس بهرام از این دسته افرادند.
4- الگوی سرمایه گذاران: سرمایه گذاران صاحبان سرمایه اند. آنها نه خودشان و نه دیگران را به کار نمی گیرند، چون نیازی به این کار ندارند. آنها به دنبال ایجاد سیستم نیستند. تنها کاری که انجام می دهند، به چرخش درآوردن پول است.
سرمایه گذاران خوب می دانند چطور از قدرت و نقش پول استفاده کنند. وارن بافِت سرمایه دار بزرگ آمریکایی از این دسته افراد است. پول وی به خوبی در شرکت کوکاکولا برایش درآمد ایجاد می کند.
تنها پنج درصد مردم دنیا از الگوهای کار سوم و چهارم برای کسب درآمد استفاده می کنند. برخلاف گروه کارمندان و متخصصان که به دنبال امنیت مالی هستند، گروه تاجران و سرمایه گذاران به دنبال آزادی مالی هستند.